مؤلف مجهول

215

تحفه ( در اخلاق و سياست ) ( فارسى )

و هرطايفه‌اى [ را ] شصت فقيه و چهار معيد و يك مدرّس مرتّب باشد . و خزانهء كتب را مدرّسى جداگانه ، و ده فقيه و يك مدرّس نحو و ده تلميذ با او ، و يك مدرّس طبّ و ده تلميذ با او ، و هشت فرّاش كه پيوسته ملازمت ميكنند ، و چهار بوّاب ، و هرمدرسى چهار خدمتكار مرتّب و داعى و قارى و دار القرآن و ايتام و مزمّلائى و حمامى و غيرهم ، كه تفصيل آن موجب اطنابست . و بسبب همّت بلند و اعتقاد پاك او اين خير برقرار ماند و اين رونق برفت . و در زمان او خوارزميان بكنارهء ساحل رفتند ، و مغول مستولى گشت ، و جرماغون به بغداد رفت و با اقبال شرابى حرب كرد ، ظفر نيافت و بازگشت . روز آدينه دهم جمادى الآخر سنهء اربعين و ستّمائة بجوار حقّ پيوست . مدت خلافت او هفده [ 147 پ ] سال و هفت ماه بود . وزير او در اول مؤيد الدين قمى بود ، و بعد از مدتى او و پسر او را بگرفت و وزارت به شمس الدين [ ابن ] الناقد داد . [ 37 ] - خلافت مستعصم « 1 » مادر او كنيزك بود هاجر نام بغايت صالحه و ديندار ، و در ايّام خلافت پسر حجّ كرد . و در سنهء اربعين و ستّمائة با مستعصم بيعت كردند . و او مردى نيك نفس و متدين بود ، اما رايى نداشت ، و ميل او بعشرت و تماشا بودى ، و اغلب اوقات بخزانهء كتب رفتى و آنجا نشستى ، اما نه چنان كه فايده‌اى علمى باشد . و عادت خلفا آن بودى كه فرزندان را محبوس داشتندى تا از ايشان فتنه‌اى حادث نشود . مستنصر سه پسر داشت : اميركبير ابو العباس احمد و امير اوسط ابو الفضايل عبد الرحمن و امير صغير ابو المناقب مبارك . و چون مستنصر بمرد شرف الدين اقبال شرابى ، جهت مستعصم از خلق بيعت

--> ( 1 ) - تج 354 ، طق 294 .